پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

ده نامه

بخش ۲۱ - دیدار نمودن دلدار از دور به عاشق مهجور

ناله عشاق چو از حد گذشت

سوخت ز آهش همه کوه ودشت

ولوله در گنبد خضرا فتاد

ناله درین عالم بالا فتاد

کرد اثر ناله زارش، ببین

گشت دعایش به اجابت قرین

بخت و سعادت مگرش یار شد

زآن سببش نوبت دیدار شد

چشم نهاده به سر کوی یار

شب همه شب بوده در این انتظار

صبحدمی پرده ز رخ دور کرد

جمله آفاق پر از نور کرد

یک نظری کرد به رویش جوان

بی خبر از خویش شد اندر زمان

چون نظری کرد به روی نگار

کرد یکی نعره و افتاد خوار

آن بت عیار بدو رخ نمود

تاب رخ یار نبودش چه سود

بی رخ او خسته و دل بود ریش

با رخ او بیخبر از حال خویش

این همه آن عشق بلا می کند

آه چه گویم که چها می کند

غمزده آمد چو به ناگه به هوش

هیچ ندید او اثر از بخت دوش

ناله چون چنگ خود آغاز کرد

بر رخ خود صد در غم باز کرد

ادامه‌ی ده نامه

  1. بخش ۲۳ - رفتن خادمه از بر عاشقخادمه بگشاد زبان پیش یار
  2. بخش ۲۴ - آمدن خادمه از بر معشوقخادمه باز آمد و بر گفت حال
  3. بخش ۲۵ - نامه هشتمباز جوان با دل افگار ماند
  4. بخش ۲۶ - رفتن خادمه از بر عاشق نزدیک معشوقخادمه باز این سخن جان گداز
  5. بخش ۲۷ - خبر آوردن خادمه از بر معشوقاز بر آن سرو قد دلنواز
  6. بخش ۲۸ - نامه نهماین سخنان خادمه چون باز گفت
  7. بخش ۲۹ - خبر بردن خادمه از بر عاشقخادمه این نامه ز دست جوان
  8. بخش ۳۰ - خبر آوردن خادمه و پیغام خوشخادمه خندان و دل شادمان
همه‌ی ده نامه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.