پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

ده نامه

بخش ۲۴ - آمدن خادمه از بر معشوق

خادمه باز آمد و بر گفت حال

آنچه شنود از مه فرخ جمال

گفت جوان کار تو بس مشکل است

آه ازین غم که ترا بر دل است

نیست ترا قوت دیدار او

از چه شدی پس تو خریدار او

بی رخ او صبر نداری دگر

چون که ببینی بشوی بی خبر

پس چه کند یار، گنه آن تست

رحم مرا بر دل بریان تست

صوفی درویش صبوری گزین

باش به درد و غم او همنشین

ادامه‌ی ده نامه

  1. بخش ۲۶ - رفتن خادمه از بر عاشق نزدیک معشوقخادمه باز این سخن جان گداز
  2. بخش ۲۷ - خبر آوردن خادمه از بر معشوقاز بر آن سرو قد دلنواز
  3. بخش ۲۸ - نامه نهماین سخنان خادمه چون باز گفت
  4. بخش ۲۹ - خبر بردن خادمه از بر عاشقخادمه این نامه ز دست جوان
  5. بخش ۳۰ - خبر آوردن خادمه و پیغام خوشخادمه خندان و دل شادمان
  6. بخش ۳۱ - نامه دهمشام وصالت چه به از روز هجر
  7. بخش ۳۲ - مناجاتپادشها حرمت مردان دین
همه‌ی ده نامه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.