پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

ده نامه

بخش ۳۲ - مناجات

پادشها حرمت مردان دین

حرمت این اهل سما و زمین

حرمت اولاد شریف رسول

حرمت با رفعت زوج بتول

حرمت ایمان و کلام مجید

حرمت آن مرد رهت بایزید

حرمت ده گیسوی آن پنج فرق

کز رخشان گشته عیان غرب و شرق

هم به کمال و کرم مصطفی

با حرم محترم مصطفی

کانچه مرادست مرا در جهان

بر من مسکین پریشان رسان

درد دل ریش مرا چاره کن

فکر دوای دل صد پاره کن

هست مرادی به دلم یا اله

از تو طلب می کنم ای پادشاه

با تو نگویم به زبانی که کیست

زان که تو دانی به نهانی که چیست

حاجت و مقصود دلم را بر آر

هم به کمال و کرم ای کردگار

صوفی بیچاره سگ راه تست

هر چه بود بنده درگاه تست

بار خدایا به کمال کرم

باز رهان جان و دلش را زغم

درد دلش را بکن این دم دوا

هم به کمال و کرم مصطفی

چند بگویم چو نگردد تمام

ختم کنم من به همین والسلام

تم الکتاب بعون الله و حسن توفیقه

فی عاشر ذوالحجه سنه ثمان و سبعین و ثمانمایه سنه ۸۷۸

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.