پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

ده نامه

بخش ۲۳ - رفتن خادمه از بر عاشق

خادمه بگشاد زبان پیش یار

کرد عیان قصه آن دلفگار

زاری او را به مناجات گفت

آنچه طلب کرد به حاجات گفت

سوخت دلم گفت ز درد دلش

قصه پیش آمده بس مشکلش

سر مکش از بهر خدا زان فقیر

این سخن از خادم خود در پذیر

گفت ایا خادمه مهربان

راست بگو من چه کنم این زمان

گرچه برو زار بباید گریست

از من ایا خادمه تقصیر چیست

از تو شنودم بنمودی جمال

نیست ورا ذره تاب وصال

من چه کنم خادمه، دیگر خموش

هر چه شنودی و بدیدی بپوش

هست مرا ترس رقیب این زمان

گر بمرد گو بمر آن نوجوان

ادامه‌ی ده نامه

  1. بخش ۲۵ - نامه هشتمباز جوان با دل افگار ماند
  2. بخش ۲۶ - رفتن خادمه از بر عاشق نزدیک معشوقخادمه باز این سخن جان گداز
  3. بخش ۲۷ - خبر آوردن خادمه از بر معشوقاز بر آن سرو قد دلنواز
  4. بخش ۲۸ - نامه نهماین سخنان خادمه چون باز گفت
  5. بخش ۲۹ - خبر بردن خادمه از بر عاشقخادمه این نامه ز دست جوان
  6. بخش ۳۰ - خبر آوردن خادمه و پیغام خوشخادمه خندان و دل شادمان
  7. بخش ۳۱ - نامه دهمشام وصالت چه به از روز هجر
  8. بخش ۳۲ - مناجاتپادشها حرمت مردان دین
همه‌ی ده نامه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.