پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

ده نامه

بخش ۲۰ - آمدن خادمه از پیش معشوق

خادمه آمد چو گل نوبهار

روی شکفته ز سخنهای یار

گفت جوانا غم دل شد تمام

زآن بت عیار، تو بر خوان سلام

وعده دیدار ازو یافتم

دولت هموار ازو یافتم

کار تو از دوست نظامی گرفت

رو مژه را ساز تو از گریه هفت

صوفی بیچاره برو شاد باش

از غم هجران دگر آزاد باش

ادامه‌ی ده نامه

  1. بخش ۲۲ - نامه هفتمعاشق بیچاره چو بیدار شد
  2. بخش ۲۳ - رفتن خادمه از بر عاشقخادمه بگشاد زبان پیش یار
  3. بخش ۲۴ - آمدن خادمه از بر معشوقخادمه باز آمد و بر گفت حال
  4. بخش ۲۵ - نامه هشتمباز جوان با دل افگار ماند
  5. بخش ۲۶ - رفتن خادمه از بر عاشق نزدیک معشوقخادمه باز این سخن جان گداز
  6. بخش ۲۷ - خبر آوردن خادمه از بر معشوقاز بر آن سرو قد دلنواز
  7. بخش ۲۸ - نامه نهماین سخنان خادمه چون باز گفت
  8. بخش ۲۹ - خبر بردن خادمه از بر عاشقخادمه این نامه ز دست جوان
همه‌ی ده نامه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.