پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

ده نامه

بخش ۱۸ - نامه ششم

باز چو از صبر سخن گوش کرد

عاشق دلسوخته خاموش کرد

گرسنه را دیر شود پاتغار

جوع برآرد ز دل او دمار

صبر بود پیش دل مستمند

داروی تلخ است، بلی سودمند

چون بجز از صبر دوایی ندید

پای به دامان صبوری کشید

تلخی این صبر به زهر فراق

گشت در آن دم به دلش هم وثاق

روی به دیوار و غم یار هم

روز و شبان دیده بیدار هم

این همه چون با دل او یار شد

عاقبت آن دلشده بیمار شد

عاشق و بیمار و غریب و فقیر

روی به دیوار ودل پر زحیر

ماند درین واقعه سی روز و شب

گشت طبیب از مرضش در عجب

جان به لب آمد دگر از اشتیاق

ناله برآورد ز درد فراق

گشت چو بی طاقت و صبر و قرار

اشک فرو ریخت چو ابر بهار

ناله برآورد که ای یار من

یک نظری کن به دل زار من

دل به سر کوی تو گشته مقیم

هست مرا هجر تو نار جحیم

زندگی بی تو، مرا مرگ به

عمرگر این است ازو ترک به

ای شده در سینه مرا جای تو

سوختم از آتش سودای تو

صبر کجا، چیست تحمل بگوی

از من دلسوخته اینها مجوی

صبر که چون آتش سوزان بود

تکیه برو آه چه امکان بود

سینه پر از نار چو گرمابه ام

من ز غمت گندم بر تابه ام

خادمه از بهر خدای جهان

عرضه کن احوال من آن جا روان

ادامه‌ی ده نامه

  1. بخش ۲۰ - آمدن خادمه از پیش معشوقخادمه آمد چو گل نوبهار
  2. بخش ۲۱ - دیدار نمودن دلدار از دور به عاشق مهجورناله عشاق چو از حد گذشت
  3. بخش ۲۲ - نامه هفتمعاشق بیچاره چو بیدار شد
  4. بخش ۲۳ - رفتن خادمه از بر عاشقخادمه بگشاد زبان پیش یار
  5. بخش ۲۴ - آمدن خادمه از بر معشوقخادمه باز آمد و بر گفت حال
  6. بخش ۲۵ - نامه هشتمباز جوان با دل افگار ماند
  7. بخش ۲۶ - رفتن خادمه از بر عاشق نزدیک معشوقخادمه باز این سخن جان گداز
  8. بخش ۲۷ - خبر آوردن خادمه از بر معشوقاز بر آن سرو قد دلنواز
همه‌ی ده نامه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.