پرش به محتوای اصلی
وفایی شوشتری وفایی شوشتری

غزلیات

شمارهٔ ۹

تا که ابروی ترا، با مژگان ساخته‌اند

بهر صید دل ما تیر و کمان ساخته‌اند

خال هندوی ترا، آفت دل‌ها کردند

چشم جادوی تو غارتگر جان ساخته‌اند

نیست گر نقطهٔ موهوم به جز، وهم و خیال

دهن تنگ ترا، بی‌شک از آن ساخته‌اند

چون که دیدم قد و بالای ترا، دانستم

آفت جان و دل پیر و جوان ساخته‌اند

به علاج دل بیمار من آن روز نُخست

خال چون خرفه و عنّاب لبان ساخته‌اند

قدّ دلجوی تو چون سرو روانی ماند

کاندر آن سرو روان روح روان ساخته‌اند

روی زیبای ترا، آیینهٔ جان کردند

وندر آن مردم چشمم نگران ساخته‌اند

نظم شیرین «وفایی» به گهر، می‌ماند

مگرش از لب و دندان بتان ساخته‌اند

بلکه چون در صفت گوهر پاک تو بود

می‌توان گفتنش از جوهرِ جان ساخته‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱دل چو به زلفت اسیر دام بلا شد
  2. شمارهٔ ۱۲لعل شکر افشانم گفتا نمکین باشد
  3. شمارهٔ ۱۳ناظران رخت ای ماه مقیم حرمند
  4. شمارهٔ ۱۴عشّاق اگر لقای ترا آرزو کنند
  5. شمارهٔ ۱۵خطّت دمید و لعل تو مستور می شود
  6. شمارهٔ ۱۶حُسنت چو عشق من همه ساعت فزون شود
  7. شمارهٔ ۱۷گنه بر دل نهی آنگاه می گیری به تقصیرش
  8. شمارهٔ ۱۸یکدم از زیر نقاب ای ماهرو بنما جبین
همه‌ی غزلیات ←

وفایی شوشتری درباره‌ی وفایی شوشتری

ملا فتح‌الله وفایی شوشتری (زادهٔ ۱۲۰۸ شمسی در شوشتر، درگذشتهٔ ۱۳۰۳ شمسی در نجف) شاعر، صوفی و عارف قرن سیزدهم هجری بود. از حکیم وفائی شوشتری که در عصر قاجاریه می‌زیست چند اثر از جمله دیوان وفایی، سراج المحتاج، الطباق الذهب، شهاب ثاقب و رساله الجبر و التفویص بجای مانده است. کتاب دیوان وفایی در سال ۱۳۲۰ شمسی به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.