پرش به محتوای اصلی
وفایی شوشتری وفایی شوشتری

غزلیات

شمارهٔ ۱۵

خطّت دمید و لعل تو مستور می شود

صد حیف از این شکر که پر از مور می شود

گر خود تُرش نشینی و تلخی کنی چه باک

شیرین لب تو مایه ی صد شور می شود

هرگه خیال روی تو در خاطر آورم

سینای سینه مشعله ی طور می شود

از هجر بس فسرده و آزرده خاطرم

دردم فزون ز نغمه ی طنبور می شود

ای ابر بگذر از صدف ار بگذری به تاک

خوشتر بود، که دانه ی انگور می شود

هرکس که شد گدای در پیر می فروش

جامش ز کاسه ی سر فغفور می شود

حلّاج وار هر که زند پنبه ی وجود

سرخوش به دار رفته و منصور می شود

عاقل کسیست در بر دیوانگان عشق

کز این لباس هستی خود عور می شود

نازم به شعله های محبّت که آتشش

برزخم دل چو مرهم کافور می شود

عادت به هجر کرده «وفایی» که هرچه یار

نزدیک می شود، به وی او دور می شود

ای دل رضا به حکم قضا ده که خوشتر است

راضی شوی اگر نشوی زور می شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷گنه بر دل نهی آنگاه می گیری به تقصیرش
  2. شمارهٔ ۱۸یکدم از زیر نقاب ای ماهرو بنما جبین
  3. شمارهٔ ۱۹تا بدان زلف سیه دست تمنّا زده‌ایم
  4. شمارهٔ ۲۰هر مثل کز دهنت ای بت زیبا زده‌ایم
  5. شمارهٔ ۲۱از سر کوی تو هرگز به ملامت نروم
  6. شمارهٔ ۲۲زهی علاقه که با تار زلف یار ببستم
  7. شمارهٔ ۲۳سینه دریای من و لشگر غم امواجم
  8. شمارهٔ ۲۴ما در این شهر گداییم و گدای خودتیم
همه‌ی غزلیات ←

وفایی شوشتری درباره‌ی وفایی شوشتری

ملا فتح‌الله وفایی شوشتری (زادهٔ ۱۲۰۸ شمسی در شوشتر، درگذشتهٔ ۱۳۰۳ شمسی در نجف) شاعر، صوفی و عارف قرن سیزدهم هجری بود. از حکیم وفائی شوشتری که در عصر قاجاریه می‌زیست چند اثر از جمله دیوان وفایی، سراج المحتاج، الطباق الذهب، شهاب ثاقب و رساله الجبر و التفویص بجای مانده است. کتاب دیوان وفایی در سال ۱۳۲۰ شمسی به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.