پرش به محتوای اصلی
وفایی شوشتری وفایی شوشتری

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

هر مثل کز دهنت ای بت زیبا زده‌ایم

گر به جز هیچ مثالی زده بی‌جا زده‌ایم

زان دهن دم نتوانیم زدن گر بزنیم

حرفی از نقطهٔ موهوم به ایما زده‌ایم

خود، به یاد لب تو شیرهٔ شکّر نوشیم

بوسه از تنگی الفاظ به معنی زده‌ایم

ما خریدیم به جان فتنهٔ ابروی ترا

خویش را، بر دم شمشیر به عمدا زده‌ایم

چون به جز عشق تو نبود، به دو گیتی هنری

لاجرم زیر هنرها همه یکجا زده‌ایم

بهر یک جلوه چو موسی ارنی گو همه عمر

عَلَم عشق تو بر قلّهٔ سینا زده‌ایم

تا نهادیم به سر تاج غلامیّ ترا

طعنه بر افسر اسکندر و دارا زده‌ایم

تا که ما خاک‌نشین سر کوی تو شدیم

خیمه بالاتر، از این گنبد مینا زده‌ایم

این دل نازک ما با دل سنگین بتان

شیشه‌ای هست که بر صخرهٔ صمّا زده‌ایم

فتنهٔ چشم تو از درد دل ماست که ما

سرمهٔ ناز بر آن نرگس شهلا زده‌ایم

تا «وفایی» نکند عشق بتان را اظهار

بر دهان و دل او مُهر خموشا زده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲زهی علاقه که با تار زلف یار ببستم
  2. شمارهٔ ۲۳سینه دریای من و لشگر غم امواجم
  3. شمارهٔ ۲۴ما در این شهر گداییم و گدای خودتیم
  4. شمارهٔ ۲۵فکنده زلف تو در کار دل هزار گره
  5. شمارهٔ ۲۶خیل مژگان سیه کار نداری داری
همه‌ی غزلیات ←

وفایی شوشتری درباره‌ی وفایی شوشتری

ملا فتح‌الله وفایی شوشتری (زادهٔ ۱۲۰۸ شمسی در شوشتر، درگذشتهٔ ۱۳۰۳ شمسی در نجف) شاعر، صوفی و عارف قرن سیزدهم هجری بود. از حکیم وفائی شوشتری که در عصر قاجاریه می‌زیست چند اثر از جمله دیوان وفایی، سراج المحتاج، الطباق الذهب، شهاب ثاقب و رساله الجبر و التفویص بجای مانده است. کتاب دیوان وفایی در سال ۱۳۲۰ شمسی به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.