پرش به محتوای اصلی
وفایی شوشتری وفایی شوشتری

غزلیات

شمارهٔ ۱۸

یکدم از زیر نقاب ای ماهرو بنما جبین

تا زکف خورشید را آئینه افتد بر زمین

عکسی از روی تو ای مه گر بتابد در چمن

تا ابد خورشید خواهد رُست جای یاسمین

گر تو گُل باشی چکد از دیده ی بلبل گلاب

ور تو شمعی از پر پروانه ریزد انگبین

گر تویی ساقی سزد، مستی نمایم بی شراب

ور تویی شاهد برافشانم به هستی آستین

گر اشاره از لب لعل دُر افشانت بود

هر دو گیتی را توان آورد در زیر نگین

خواهمت یک لحظه با آئینه کردن روبرو

تا که خود، برخود بگویی صدهزاران آفرین

ترک چشم مست خونریزت پی نخجیر دل

برکفش زابرو کمان پیوسته باشد در کمین

قد موزونت بود سروی که بارش آفتاب

لعل جان بخشت عقیقی هست با شکر عجین

طوطی طبع «وفایی» شکّرین لعل ترا

گوئیا دیده است کاین سان گشته نطقش شکّرین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰هر مثل کز دهنت ای بت زیبا زده‌ایم
  2. شمارهٔ ۲۱از سر کوی تو هرگز به ملامت نروم
  3. شمارهٔ ۲۲زهی علاقه که با تار زلف یار ببستم
  4. شمارهٔ ۲۳سینه دریای من و لشگر غم امواجم
  5. شمارهٔ ۲۴ما در این شهر گداییم و گدای خودتیم
  6. شمارهٔ ۲۵فکنده زلف تو در کار دل هزار گره
  7. شمارهٔ ۲۶خیل مژگان سیه کار نداری داری
همه‌ی غزلیات ←

وفایی شوشتری درباره‌ی وفایی شوشتری

ملا فتح‌الله وفایی شوشتری (زادهٔ ۱۲۰۸ شمسی در شوشتر، درگذشتهٔ ۱۳۰۳ شمسی در نجف) شاعر، صوفی و عارف قرن سیزدهم هجری بود. از حکیم وفائی شوشتری که در عصر قاجاریه می‌زیست چند اثر از جمله دیوان وفایی، سراج المحتاج، الطباق الذهب، شهاب ثاقب و رساله الجبر و التفویص بجای مانده است. کتاب دیوان وفایی در سال ۱۳۲۰ شمسی به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.