پرش به محتوای اصلی
وفایی شوشتری وفایی شوشتری

غزلیات

شمارهٔ ۱۴

عشّاق اگر لقای ترا آرزو کنند

باید ز خون خویشتن اوّل وضو کنند

نازم به می کشان محبّت که بهر دوست

در بزم عشق کاسه ی سر، را کدو کنند

کفر است در شریعت و آئین عاشقی

از دوست غیر دوست اگر آرزو کنند

بعد از هزار سال ز خاک شهید عشق

یابند بوی خون اگر آن خاک بو کنند

از جور دوست نیست که گریند عاشقان

این اشکها روان ز پی آبرو کنند

بسیار سالها که بیاید، دی و بهار

از خاک ما گهی خُم و گاهی سبو کنند

ترسم اسیر و عاشق و شیدای خود شوی

گر، با جمالت آینه را، روبرو کنند

زخم خدنگ ناز تو بهبودی اش مباد

گر، جز، به تار طُرّه ات آن را رفو کنند

چون می زجام وصل تو نوشند عاشقان

برآب خضر و چشمه ی حیوان تفو کنند

این خرقه ی ریا، که مرا هست بایدی

دادن به می کشان که به می شستشو کنند

هر موی من ز زلف تو دارد شکایتی

کو فرصتی که شرح غمت مو به مو کنند

تا کی «وفایی» از غم لیلی وشان ترا

مجنون صفت ز دشت جنون جستجو کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶حُسنت چو عشق من همه ساعت فزون شود
  2. شمارهٔ ۱۷گنه بر دل نهی آنگاه می گیری به تقصیرش
  3. شمارهٔ ۱۸یکدم از زیر نقاب ای ماهرو بنما جبین
  4. شمارهٔ ۱۹تا بدان زلف سیه دست تمنّا زده‌ایم
  5. شمارهٔ ۲۰هر مثل کز دهنت ای بت زیبا زده‌ایم
  6. شمارهٔ ۲۱از سر کوی تو هرگز به ملامت نروم
  7. شمارهٔ ۲۲زهی علاقه که با تار زلف یار ببستم
  8. شمارهٔ ۲۳سینه دریای من و لشگر غم امواجم
همه‌ی غزلیات ←

وفایی شوشتری درباره‌ی وفایی شوشتری

ملا فتح‌الله وفایی شوشتری (زادهٔ ۱۲۰۸ شمسی در شوشتر، درگذشتهٔ ۱۳۰۳ شمسی در نجف) شاعر، صوفی و عارف قرن سیزدهم هجری بود. از حکیم وفائی شوشتری که در عصر قاجاریه می‌زیست چند اثر از جمله دیوان وفایی، سراج المحتاج، الطباق الذهب، شهاب ثاقب و رساله الجبر و التفویص بجای مانده است. کتاب دیوان وفایی در سال ۱۳۲۰ شمسی به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.