پرش به محتوای اصلی
وفایی شوشتری وفایی شوشتری

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

ناظران رخت ای ماه مقیم حرمند

خادمان حرمت جمله ملایک خدمند

عَلَم حُسن بر افراز و برافروز جهان

تا بدانند که شیران همه شیر علمند

سایهٔ سرو قدت گر، به چمن باز افتد

سروهای چمن از بار خجالت بچمند

زاهدا، در گذر از جنّت و فردوس و نعیم

که جز او هرچه به خاطر گذرانی صنمند

پیرو پیر مغان شو که نقوش قدمش

دیده گر، باز نمایی همه چون جام جمند

گر، به جامی بنوازند، مرا باده کشان

عجبی نیست که این طایفه اهل کرمند

ای «وفایی» به سر کوی وفا باش مقیم

تا زانفاس مسیحا، به وجودت بدمند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵خطّت دمید و لعل تو مستور می شود
  2. شمارهٔ ۱۶حُسنت چو عشق من همه ساعت فزون شود
  3. شمارهٔ ۱۷گنه بر دل نهی آنگاه می گیری به تقصیرش
  4. شمارهٔ ۱۸یکدم از زیر نقاب ای ماهرو بنما جبین
  5. شمارهٔ ۱۹تا بدان زلف سیه دست تمنّا زده‌ایم
  6. شمارهٔ ۲۰هر مثل کز دهنت ای بت زیبا زده‌ایم
  7. شمارهٔ ۲۱از سر کوی تو هرگز به ملامت نروم
  8. شمارهٔ ۲۲زهی علاقه که با تار زلف یار ببستم
همه‌ی غزلیات ←

وفایی شوشتری درباره‌ی وفایی شوشتری

ملا فتح‌الله وفایی شوشتری (زادهٔ ۱۲۰۸ شمسی در شوشتر، درگذشتهٔ ۱۳۰۳ شمسی در نجف) شاعر، صوفی و عارف قرن سیزدهم هجری بود. از حکیم وفائی شوشتری که در عصر قاجاریه می‌زیست چند اثر از جمله دیوان وفایی، سراج المحتاج، الطباق الذهب، شهاب ثاقب و رساله الجبر و التفویص بجای مانده است. کتاب دیوان وفایی در سال ۱۳۲۰ شمسی به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.