پرش به محتوای اصلی
وفایی شوشتری وفایی شوشتری

غزلیات

شمارهٔ ۸

گیرم نبود نای سرچنگ سلامت

چنگ ار نبود مرغ شباهنگ سلامت

گر باده ی گلرنگی و طرف چمنی نیست

اشک بصر خویش و دل تنگ سلامت

برآئینه ی خاطر اگر زنگ ملال است

از صحبت زاهد سر این زنگ سلامت

از دوری خلقم به سر، ار، هنگ خرد نیست

جانم بود از این سر بی هنگ سلامت

صدبار، زمی توبه نمودیم و شکستیم

صدبار دگر باز سر سنگ سلامت

زین زهد ربایی که مرا هست چه حاصل

از نام گذشتیم سر ننگ سلامت

مارا، حبشی خال توگر، دل نرباید

زلفین تو یعنی سپه زنگ سلامت

دین نبی اندر کف این فرقه ی بی دین

چون شیشه بود در بغل سنگ سلامت

هستند دو ابروی تو در جنگ و کشاکش

در قتل «وفایی» سراین جنگ سلامت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰کسی گوی سعادت از میان بُرد
  2. شمارهٔ ۱۱دل چو به زلفت اسیر دام بلا شد
  3. شمارهٔ ۱۲لعل شکر افشانم گفتا نمکین باشد
  4. شمارهٔ ۱۳ناظران رخت ای ماه مقیم حرمند
  5. شمارهٔ ۱۴عشّاق اگر لقای ترا آرزو کنند
  6. شمارهٔ ۱۵خطّت دمید و لعل تو مستور می شود
  7. شمارهٔ ۱۶حُسنت چو عشق من همه ساعت فزون شود
  8. شمارهٔ ۱۷گنه بر دل نهی آنگاه می گیری به تقصیرش
همه‌ی غزلیات ←

وفایی شوشتری درباره‌ی وفایی شوشتری

ملا فتح‌الله وفایی شوشتری (زادهٔ ۱۲۰۸ شمسی در شوشتر، درگذشتهٔ ۱۳۰۳ شمسی در نجف) شاعر، صوفی و عارف قرن سیزدهم هجری بود. از حکیم وفائی شوشتری که در عصر قاجاریه می‌زیست چند اثر از جمله دیوان وفایی، سراج المحتاج، الطباق الذهب، شهاب ثاقب و رساله الجبر و التفویص بجای مانده است. کتاب دیوان وفایی در سال ۱۳۲۰ شمسی به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.