پرش به محتوای اصلی
وفایی شوشتری وفایی شوشتری

غزلیات

شمارهٔ ۳

ساقی ز ماه چهره بر افکن نقاب را

در ماهتاب سیر، بده آفتاب را

در آفتاب اگر تو ندیدی ستاره را

در روی جام باده نظر کن حباب را

مستسقی ام فزایدم از آب تشنگی

از آتش می ام بنشان التهاب را

زن آتشی به کاخ وجودم ز جام می

یکجا بسوز بام و برو سقف و باب را

با وصف چشم مست تو حاجت به باده نیست

مست و خراب کن به نظر شیخ و شاب را

هر دیده نیست قابل دیدار او مگر

آن دیده کز سراب کند فرق آب را

در آتش فراق تو چون گریه سرکنم

ز اشک بصر در آب نشانم سراب را

گر، دیدمی به خواب که می بینمت به خواب

تا حشر، می ندادمی از دست خواب را

زانرو دلم به چاه زنخدانش اوفتد

تا از کمند زلف بسازد طناب را

برحال این خراب ز یار، ار تفقّدیست

برگو کند خرابتر، او این خراب را

ساقی شراب ناب مرا، بی حساب ده

کاین بی حساب سهل کند آن حساب را

زاهد اگر سئوال نماید شراب چیست

برگو طمع مکن ز «وفایی» جواب را

ما دیده ور شدیم از آنرو که کرده ایم

کحل دو دیده خاک در بوتراب را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵دل زاهدان فریبد لب لعل پر فریبت
  2. شمارهٔ ۶ره از همه جا بسته ولی راه تو باز است
  3. شمارهٔ ۷تاجر عشقم و عشق تو مرا، در بار است
  4. شمارهٔ ۸گیرم نبود نای سرچنگ سلامت
  5. شمارهٔ ۹تا که ابروی ترا، با مژگان ساخته‌اند
  6. شمارهٔ ۱۰کسی گوی سعادت از میان بُرد
  7. شمارهٔ ۱۱دل چو به زلفت اسیر دام بلا شد
  8. شمارهٔ ۱۲لعل شکر افشانم گفتا نمکین باشد
همه‌ی غزلیات ←

وفایی شوشتری درباره‌ی وفایی شوشتری

ملا فتح‌الله وفایی شوشتری (زادهٔ ۱۲۰۸ شمسی در شوشتر، درگذشتهٔ ۱۳۰۳ شمسی در نجف) شاعر، صوفی و عارف قرن سیزدهم هجری بود. از حکیم وفائی شوشتری که در عصر قاجاریه می‌زیست چند اثر از جمله دیوان وفایی، سراج المحتاج، الطباق الذهب، شهاب ثاقب و رساله الجبر و التفویص بجای مانده است. کتاب دیوان وفایی در سال ۱۳۲۰ شمسی به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.