پرش به محتوای اصلی
شاطر عباس صبوحی شاطر عباس صبوحی

غزلیات

شمارهٔ ۳ - غم آزادی

تا به دام غمش آورد خداداد مرا

هر چه می‌خواستم از بخت، خدا داد مرا

رفع مخموری از آن چشم سیه دارد چشم

چشم دارم که خرابی کند آباد مرا

نتوانم ز خداداد بگیرم دادم

کاش گیرد ز خداداد خدا داد مرا

گر دلش سخت تر از سنگ بود، نرم شود

بشنود گر شبی او ناله و فریاد مرا

من که تا صبح، دعا گوی تو هستم همه شب

چه شود گر تو به دشنام کنی یاد مرا

غم ندارم که به بند تو گرفتار شدم

غمم آن است که ترسم کنی آزاد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵ - مسوزانایا صیّاد رحمی کن، مرنجان نیم‌جانم را
  2. شمارهٔ ۶ - تبّریتا پریشان به رُخ آن زلف سمن‌ساست تو را
  3. شمارهٔ ۷ - جستجوچه خونبها به از این کشتگان کوی تو را
  4. شمارهٔ ۸ - بیداری مانیست او را سر موئی سر سودائی ما
  5. شمارهٔ ۹ - شوق جمالصبر و قرارم دگر به یک نظر امشب
  6. شمارهٔ ۱۰ - نقش خودمکن دریغ ز من ساقیا شراب امشب
  7. شمارهٔ ۱۱ - گل بادامسُرخ و بیجاده رخ و تازه لب از باده و مست
  8. شمارهٔ ۱۲ - دل گمشدهعشقت آتش به دل کس نزند تا دل ماست
همه‌ی غزلیات ←

شاطر عباس صبوحی درباره‌ی شاطر عباس صبوحی

شاطر عباس متخلص به صبوحی، تولد او را به سال ۱۲۷۵ هجری قمری در شهر قم، اقامتگاهش را تهران، نام پدر او را کربلایی محمد علی و نام جدش را مشهدی مراد نوشته‌اند، دربارۀ سیما و قد و قامت و اخلاقش چنین گفته‌اند: قامتی متوسط به حد اعتدال داشت، چهارشانه، دارای موی مشکی، ابروان پر پشت و دیدگانی فراخ و گشاده بود. کلفتی لبان و خوش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.