پرش به محتوای اصلی
شاطر عباس صبوحی شاطر عباس صبوحی

غزلیات

شمارهٔ ۶ - تبّری

تا پریشان به رُخ آن زلف سمن‌ساست تو را

جمع اسباب پریشانی دل‌هاست تو را

دست بردی به رخ از شرم و حریفان گفتند

که تو موسایی و عزم ید بیضاست تو را

همچو ترسابچگان عود و صلیب افکندی

یا حمایل ز دو سو زلف چلیپاست تو را

قبلهٔ خلق بود گوشهٔ ابروی تو زانک

کعبه و میکده و دیر و کلیساست تو را

سرو را با تو چه نسبت، مه نو را چه نشان

قامتی مُعتدل و طلعت زیباست تو را

سر کوی تو بود محشر خونین کفنان

خود به بام آی اگر میل تماشاست تو را

به تولاّت صبوحی به دو عالم زده پای

با چنین دوست بگو از چه تبرّاست تو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸ - بیداری مانیست او را سر موئی سر سودائی ما
  2. شمارهٔ ۹ - شوق جمالصبر و قرارم دگر به یک نظر امشب
  3. شمارهٔ ۱۰ - نقش خودمکن دریغ ز من ساقیا شراب امشب
  4. شمارهٔ ۱۱ - گل بادامسُرخ و بیجاده رخ و تازه لب از باده و مست
  5. شمارهٔ ۱۲ - دل گمشدهعشقت آتش به دل کس نزند تا دل ماست
  6. شمارهٔ ۱۳ - نقطه خال توروزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است
  7. شمارهٔ ۱۴ - پریزادتا مرا عشق تو، ای خسرو خوبان به سر است
  8. شمارهٔ ۱۵ - نیازتا چند پیش ناز تو باید نیاز کرد
همه‌ی غزلیات ←

شاطر عباس صبوحی درباره‌ی شاطر عباس صبوحی

شاطر عباس متخلص به صبوحی، تولد او را به سال ۱۲۷۵ هجری قمری در شهر قم، اقامتگاهش را تهران، نام پدر او را کربلایی محمد علی و نام جدش را مشهدی مراد نوشته‌اند، دربارۀ سیما و قد و قامت و اخلاقش چنین گفته‌اند: قامتی متوسط به حد اعتدال داشت، چهارشانه، دارای موی مشکی، ابروان پر پشت و دیدگانی فراخ و گشاده بود. کلفتی لبان و خوش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.