پرش به محتوای اصلی
شاطر عباس صبوحی شاطر عباس صبوحی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵ - نیاز

تا چند پیش ناز تو باید نیاز کرد

بر ناز خود بناز که نازت کشیدنی است

چشمت نظر ز لُطف به عاشق نمی‌کند

چون آهوی ختائی کارش رمیدنی است

از مشربت زلال لبست کام دل برآر

سرچشمهٔ حیات زلالت چشیدنی است

خوشدل مرا نمای بد شنامت ای حبیب

چون حرف تلخ از لب شیرین شنیدنی است

بر نقد جان دو بوسه ز لعل تو خواستم

گرچه گرانبهاست ولیکن خریدنی است

مانع مشو ز لعل لبت بوسه خواستم

هر شکرین لبی نمکین شد چشیدنی است

جز من هر آنکه دست صبوحی بتو فکند

قطعش نما ز دوش که دستش بریدنی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷ - سودای دوسترفت دلم همچو گوی، در خم چوگان دوست
  2. شمارهٔ ۱۸ - اشک بیقراریدر این زمانه نه یاری، نه غمگساری هست
  3. شمارهٔ ۱۹ - تشنگیبر سر مژگان یار من مزن انگشت
  4. شمارهٔ ۲۰ - چشم نرگسغم درآمد ز درم چون ز برم یار برفت
  5. شمارهٔ ۲۱ - آتشی در خرمنعشق آمد دامن جانم گرفت
  6. شمارهٔ ۲۲ - تعبیر خوابخواب دیدم که همی خون ز کنارم می‌رفت
  7. شمارهٔ ۲۳ - دام و دانهدلی که در خم زلف تو شانه می‌طلبد
  8. شمارهٔ ۲۴ - نظارهجلوهٔ روی تو آفتاب ندارد
همه‌ی غزلیات ←

شاطر عباس صبوحی درباره‌ی شاطر عباس صبوحی

شاطر عباس متخلص به صبوحی، تولد او را به سال ۱۲۷۵ هجری قمری در شهر قم، اقامتگاهش را تهران، نام پدر او را کربلایی محمد علی و نام جدش را مشهدی مراد نوشته‌اند، دربارۀ سیما و قد و قامت و اخلاقش چنین گفته‌اند: قامتی متوسط به حد اعتدال داشت، چهارشانه، دارای موی مشکی، ابروان پر پشت و دیدگانی فراخ و گشاده بود. کلفتی لبان و خوش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.