پرش به محتوای اصلی
شاطر عباس صبوحی شاطر عباس صبوحی

غزلیات

شمارهٔ ۷ - جستجو

چه خونبها به از این کشتگان کوی تو را

که بنگرند به محشر، دوباره روی تو را

تمام، گمشدگان ره توئیم و کنیم

به هر طریق که باشیم، جستجوی تو را

دم مسیح که گویند روح پرور بود

یقینم آنکه به لب داشت گفتگوی تو را

ز غصه، چون پر کاهی شود ز قصهٔ من

اگر به کوه دهم شرح، آرزوی تو را

سبو کشان محبّت کشند دوش به دوش

اگر گناه دو عالم بود سبوی تو را

به خود مناز و مخند اینقدر به گریه من

که آب چشم من، افزوده آبروی تو را

ز آب دیده صبوحی وضو مساز که خون

مضاف باشد و باطل کند وضوی تو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹ - شوق جمالصبر و قرارم دگر به یک نظر امشب
  2. شمارهٔ ۱۰ - نقش خودمکن دریغ ز من ساقیا شراب امشب
  3. شمارهٔ ۱۱ - گل بادامسُرخ و بیجاده رخ و تازه لب از باده و مست
  4. شمارهٔ ۱۲ - دل گمشدهعشقت آتش به دل کس نزند تا دل ماست
  5. شمارهٔ ۱۳ - نقطه خال توروزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است
  6. شمارهٔ ۱۴ - پریزادتا مرا عشق تو، ای خسرو خوبان به سر است
  7. شمارهٔ ۱۵ - نیازتا چند پیش ناز تو باید نیاز کرد
  8. شمارهٔ ۱۶ - رخ زیباتوتیای دیدهٔ عشّاق خاک پای تست
همه‌ی غزلیات ←

شاطر عباس صبوحی درباره‌ی شاطر عباس صبوحی

شاطر عباس متخلص به صبوحی، تولد او را به سال ۱۲۷۵ هجری قمری در شهر قم، اقامتگاهش را تهران، نام پدر او را کربلایی محمد علی و نام جدش را مشهدی مراد نوشته‌اند، دربارۀ سیما و قد و قامت و اخلاقش چنین گفته‌اند: قامتی متوسط به حد اعتدال داشت، چهارشانه، دارای موی مشکی، ابروان پر پشت و دیدگانی فراخ و گشاده بود. کلفتی لبان و خوش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.