پرش به محتوای اصلی
شاطر عباس صبوحی شاطر عباس صبوحی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰ - نقش خود

مکن دریغ ز من ساقیا شراب امشب

از آنکه ز آتش خود، گشته‌ام کباب امشب

ز بس‌که شعله زند در دل من، آتش شوق

ز آتش دل خویشم در التهاب امشب

به خواب دیده ام آن چشم نیم خوابش دوش

گمان مبر که رود دیده ام به خواب امشب

ز دست نرگس مستش برفت دل، از کف

نگر به حال دلم از ره ثواب امشب

شد آنکه بادهٔ پنهان کشیدمی همه عمر

بده به بانگ نی و نغمهٔ رباب امشب

ز بس‌که نقش مخالف ز دوستان دیدم

بر آن شدم که زنم نقش خود بر آب امشب

شود خراب چو این خانه لاجرم روزی

ز سیل باده بهل تا شود خراب امشب

دلم که داشت قرار اندر آن دو زلف چو شب

بود چو گوی بچوگان در اضطراب امشب

صبوحی دل مده از دست، محکمش میدار

که چشم یار، بود بر سر عتاب امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲ - دل گمشدهعشقت آتش به دل کس نزند تا دل ماست
  2. شمارهٔ ۱۳ - نقطه خال توروزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است
  3. شمارهٔ ۱۴ - پریزادتا مرا عشق تو، ای خسرو خوبان به سر است
  4. شمارهٔ ۱۵ - نیازتا چند پیش ناز تو باید نیاز کرد
  5. شمارهٔ ۱۶ - رخ زیباتوتیای دیدهٔ عشّاق خاک پای تست
  6. شمارهٔ ۱۷ - سودای دوسترفت دلم همچو گوی، در خم چوگان دوست
  7. شمارهٔ ۱۸ - اشک بیقراریدر این زمانه نه یاری، نه غمگساری هست
  8. شمارهٔ ۱۹ - تشنگیبر سر مژگان یار من مزن انگشت
همه‌ی غزلیات ←

شاطر عباس صبوحی درباره‌ی شاطر عباس صبوحی

شاطر عباس متخلص به صبوحی، تولد او را به سال ۱۲۷۵ هجری قمری در شهر قم، اقامتگاهش را تهران، نام پدر او را کربلایی محمد علی و نام جدش را مشهدی مراد نوشته‌اند، دربارۀ سیما و قد و قامت و اخلاقش چنین گفته‌اند: قامتی متوسط به حد اعتدال داشت، چهارشانه، دارای موی مشکی، ابروان پر پشت و دیدگانی فراخ و گشاده بود. کلفتی لبان و خوش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.