پرش به محتوای اصلی
شاطر عباس صبوحی شاطر عباس صبوحی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲ - دل گمشده

عشقت آتش به دل کس نزند تا دل ماست

کی به مسجد سزد آن شمع که بر خانه رواست

به وفائی که نداری قسم ای ماه جبین

هر جفائی که کنی در دل من عین وفاست

اگر از ریختن خون من‌ات خرسندی است

این نه خونست بیا دست بر آن زن که حناست

سر زلف تو چنین مشکِ تر آورده به شهر

ای حریفان ز ختن مشک نخواهید، خطاست

من گرفتار سیه چردهٔ شوخی شده‌ام

که به من دشمن و با مردم بیگانه صفاست

یوسف از مصر سفر کرد و بدین‌جا آمد

گو به یعقوب که فرزند تو در خانهٔ ماست

روزی آیم به سر کوی تو و جان بدهم

تا بگویند که این کشتهٔ آن ماه‌لقاست

زود باشد که سراغ من دل گمشده را

از همه شهر بگیرند، صبوحی به کجاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴ - پریزادتا مرا عشق تو، ای خسرو خوبان به سر است
  2. شمارهٔ ۱۵ - نیازتا چند پیش ناز تو باید نیاز کرد
  3. شمارهٔ ۱۶ - رخ زیباتوتیای دیدهٔ عشّاق خاک پای تست
  4. شمارهٔ ۱۷ - سودای دوسترفت دلم همچو گوی، در خم چوگان دوست
  5. شمارهٔ ۱۸ - اشک بیقراریدر این زمانه نه یاری، نه غمگساری هست
  6. شمارهٔ ۱۹ - تشنگیبر سر مژگان یار من مزن انگشت
  7. شمارهٔ ۲۰ - چشم نرگسغم درآمد ز درم چون ز برم یار برفت
  8. شمارهٔ ۲۱ - آتشی در خرمنعشق آمد دامن جانم گرفت
همه‌ی غزلیات ←

شاطر عباس صبوحی درباره‌ی شاطر عباس صبوحی

شاطر عباس متخلص به صبوحی، تولد او را به سال ۱۲۷۵ هجری قمری در شهر قم، اقامتگاهش را تهران، نام پدر او را کربلایی محمد علی و نام جدش را مشهدی مراد نوشته‌اند، دربارۀ سیما و قد و قامت و اخلاقش چنین گفته‌اند: قامتی متوسط به حد اعتدال داشت، چهارشانه، دارای موی مشکی، ابروان پر پشت و دیدگانی فراخ و گشاده بود. کلفتی لبان و خوش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.