پرش به محتوای اصلی
شاطر عباس صبوحی شاطر عباس صبوحی

غزلیات

شمارهٔ ۵ - مسوزان

ایا صیّاد رحمی کن، مرنجان نیم‌جانم را

بکَن بال و پرم، امّا مسوزان استخوانم را

اگر قصد شکارم داشتی اینک اسیرم من

دگر از باغ بیرون شو، مسوزان آشیانم را

به گردن بسته‌ای چون رشتهٔ بر پای زنجیرم

مروّت کن اجازت ده که بگشایم زبانم را

به پیرامون گُل از بس خلیده خار در پایم

شده خونین بهر جایی چمن بینی نشانم را

در این کنج قفس دور از گلستان، سوختم، مُردم

خبر کن ای صبا از حال زارم، باغبانم را

ز تنهائی دلم خون شد، خدا را محرم رازی

که بنویسم بسوی دوستانم، داستانم را

من بیچاره آن روزی به قتل خود یقین کردم

که دیدم تازه با گرگ اُلفتی باشد، شبانم را

اسیرم ساخت در دست قضا و پنجهٔ دشمن

دوچار خواب غفلت کرد از اوّل پاسبانم را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷ - جستجوچه خونبها به از این کشتگان کوی تو را
  2. شمارهٔ ۸ - بیداری مانیست او را سر موئی سر سودائی ما
  3. شمارهٔ ۹ - شوق جمالصبر و قرارم دگر به یک نظر امشب
  4. شمارهٔ ۱۰ - نقش خودمکن دریغ ز من ساقیا شراب امشب
  5. شمارهٔ ۱۱ - گل بادامسُرخ و بیجاده رخ و تازه لب از باده و مست
  6. شمارهٔ ۱۲ - دل گمشدهعشقت آتش به دل کس نزند تا دل ماست
  7. شمارهٔ ۱۳ - نقطه خال توروزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است
  8. شمارهٔ ۱۴ - پریزادتا مرا عشق تو، ای خسرو خوبان به سر است
همه‌ی غزلیات ←

شاطر عباس صبوحی درباره‌ی شاطر عباس صبوحی

شاطر عباس متخلص به صبوحی، تولد او را به سال ۱۲۷۵ هجری قمری در شهر قم، اقامتگاهش را تهران، نام پدر او را کربلایی محمد علی و نام جدش را مشهدی مراد نوشته‌اند، دربارۀ سیما و قد و قامت و اخلاقش چنین گفته‌اند: قامتی متوسط به حد اعتدال داشت، چهارشانه، دارای موی مشکی، ابروان پر پشت و دیدگانی فراخ و گشاده بود. کلفتی لبان و خوش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.