پرش به محتوای اصلی
شاطر عباس صبوحی شاطر عباس صبوحی

غزلیات

شمارهٔ ۴ - آرزو

اگر روزی بدست آرم سر زلف نگارم را

شمارم مو به مو شرح غم شب‌های تارم را

برای جان سپردن، کوی جانان آرزو دارم

که شاید با دو سیل او، برد خاک مزارم را

ندارم حاجت فصل بهاران با گل و گلشن

به باغ حسن اگر بینم نگار گلعذارم را

بگرد عارضش چون سبز شد خط،من به دل گفتم

سیه بین روزگارم را، خزان بنگر بهارم را

تمنّا داشتم عین وصالش در شب هجران

صبا بوئی از آن آورد و برد از دل قرارم را

بدان امید از احسان که در پایش فشانم جان

که از شفقت به دست آرد دل امیدوارم را

مریض عشق را نبود دوائی غیر جان دادن

مگر وصل تو سازد چاره، درد انتظارم را

چو یارم ساخت با اغیار و من جان دادم از حسرت

بگویید ای برادر آن بت ناسازگارم را

صبوحی را سگ دربان خود خواند آن پری از مهر

میان عاشقان افزوده قدر و اعتبارم را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶ - تبّریتا پریشان به رُخ آن زلف سمن‌ساست تو را
  2. شمارهٔ ۷ - جستجوچه خونبها به از این کشتگان کوی تو را
  3. شمارهٔ ۸ - بیداری مانیست او را سر موئی سر سودائی ما
  4. شمارهٔ ۹ - شوق جمالصبر و قرارم دگر به یک نظر امشب
  5. شمارهٔ ۱۰ - نقش خودمکن دریغ ز من ساقیا شراب امشب
  6. شمارهٔ ۱۱ - گل بادامسُرخ و بیجاده رخ و تازه لب از باده و مست
  7. شمارهٔ ۱۲ - دل گمشدهعشقت آتش به دل کس نزند تا دل ماست
  8. شمارهٔ ۱۳ - نقطه خال توروزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است
همه‌ی غزلیات ←

شاطر عباس صبوحی درباره‌ی شاطر عباس صبوحی

شاطر عباس متخلص به صبوحی، تولد او را به سال ۱۲۷۵ هجری قمری در شهر قم، اقامتگاهش را تهران، نام پدر او را کربلایی محمد علی و نام جدش را مشهدی مراد نوشته‌اند، دربارۀ سیما و قد و قامت و اخلاقش چنین گفته‌اند: قامتی متوسط به حد اعتدال داشت، چهارشانه، دارای موی مشکی، ابروان پر پشت و دیدگانی فراخ و گشاده بود. کلفتی لبان و خوش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.