پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۹

قتل ارباب هوس نامزد ناز مکن

سوی این قوم نگاه غلط انداز مکن

گوش کم حوصله چون دیده دل محرم نیست

مکش از رشک مرا لب به سخن باز مکن

برگریزان پر و بال بهار دگر است

در چمن خاک شو ای بلبل و پرواز مکن

بی زبان باش تنک ظرف تر از شیشه نه ای

تا نگردد جگرت خون سخن آغاز مکن

خود پسند ار همه خورشید شود بی نور است

گر مسحا شده ای دعوی اعجاز مکن

گوهر عشق عزیز است نگهدار اسیر

گوش هر بی سر و پا را صدف راز مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۱زاهد به جان زهد که آزار من مکن
  2. شمارهٔ ۸۱۲زاهد به جز آزار ما کاری مکن کاری مکن
  3. شمارهٔ ۸۱۳خوی آتش پیشه را تعلیم خود رایی مکن
  4. شمارهٔ ۸۱۴دیده را روشن سواد سطر بینایی مکن
  5. شمارهٔ ۸۱۵شعله پر ریزد به صید خاطر ناشاد من
  6. شمارهٔ ۸۱۶ز بس در عشق شد صرف خموشی روزگار من
  7. شمارهٔ ۸۱۷بهار سوختن بخشیده سامانی به داغ من
  8. شمارهٔ ۸۱۸گه استغنا گهی رو دیده ام من
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.