پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۸

می بین چنین و یک نگه آشنا مکن

ترک جفا مکن مکن ای بیوفا مکن

ما خویش را به صافی باطن سپرده ایم

آزار خود نمی کنی آزار ما مکن

سر رشته را به دست مروت سپرده ایم

خواهی رها کن از کف و خواهی رها مکن

خواهی زبان تیغ شود مدح خوان تو

شادی به قتل دشمن بی دست و پا مکن

در کشتن اسیر مباهات می کنی

شرم از نشان و نسبت آل عبا مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۰جان بده ناکام و کام آرزو حاصل مکن
  2. شمارهٔ ۸۱۱زاهد به جان زهد که آزار من مکن
  3. شمارهٔ ۸۱۲زاهد به جز آزار ما کاری مکن کاری مکن
  4. شمارهٔ ۸۱۳خوی آتش پیشه را تعلیم خود رایی مکن
  5. شمارهٔ ۸۱۴دیده را روشن سواد سطر بینایی مکن
  6. شمارهٔ ۸۱۵شعله پر ریزد به صید خاطر ناشاد من
  7. شمارهٔ ۸۱۶ز بس در عشق شد صرف خموشی روزگار من
  8. شمارهٔ ۸۱۷بهار سوختن بخشیده سامانی به داغ من
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.