پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۲

زاهد به جز آزار ما کاری مکن کاری مکن

تا سبحه‌ای داری به کف تسخیر زناری مکن

تسبیح کار مذهبم زنار تار مشربم

باطن پرست گلشنی در پرده اظهاری مکن

آه از تغافل دوستی داد از مروت دشمنی

فهمیده دشنامی بده دانسته آزاری مکن

تا چند منع می‌کشان دامن ز جرم ما فشان

زاهد به روی من نگر از توبه انکاری مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۴دیده را روشن سواد سطر بینایی مکن
  2. شمارهٔ ۸۱۵شعله پر ریزد به صید خاطر ناشاد من
  3. شمارهٔ ۸۱۶ز بس در عشق شد صرف خموشی روزگار من
  4. شمارهٔ ۸۱۷بهار سوختن بخشیده سامانی به داغ من
  5. شمارهٔ ۸۱۸گه استغنا گهی رو دیده ام من
  6. شمارهٔ ۸۱۹مبین خوار اگر هست اگر نیستم من
  7. شمارهٔ ۸۲۰چو اخگر شعله پرورد است مغز استخوان من
  8. شمارهٔ ۸۲۱چون شعله آبروی نیاز است خون من
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.