پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۵

به نهانخانه وحدت گذری پیدا کن

پیرو دل شو از خود خبری پیدا کن

دهر یک بزم تجلی است چه هجران چه وصال

از شب هجر سواد نظری پیدا کن

می توان سوخت به یک چشم زدن عالم را

چون شرر گریه آتش اثری پیدا کن

از نم گریه ما کشت جهان سوخته گیر

دانه فیض ز اشک دگری پیدا کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۷دل را به یاد مهر و وفا آشنا مکن
  2. شمارهٔ ۸۰۸می بین چنین و یک نگه آشنا مکن
  3. شمارهٔ ۸۰۹قتل ارباب هوس نامزد ناز مکن
  4. شمارهٔ ۸۱۰جان بده ناکام و کام آرزو حاصل مکن
  5. شمارهٔ ۸۱۱زاهد به جان زهد که آزار من مکن
  6. شمارهٔ ۸۱۲زاهد به جز آزار ما کاری مکن کاری مکن
  7. شمارهٔ ۸۱۳خوی آتش پیشه را تعلیم خود رایی مکن
  8. شمارهٔ ۸۱۴دیده را روشن سواد سطر بینایی مکن
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.