پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۱

گر از تو بشنویم جواب سلام خویش

بالای آفتاب نویسیم نام خویش

یک ره نظر به حال دل ما نمی کنی

افتاده است مرغ نگاهت به دام خویش

تا چند چون صبا ز خود افسردگی کشم

جوشی چو غنچه می زنم آخر به کام خویش

عمری گذشت و قرب نگاهی نیافتم

آن طالعم کجاست که خوانی غلام خویش

خواهم اسیر اینقدر از بخت همرهی

کز همزبان یار کشم انتقام خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۳اشک گلگونم به راه وعده می کارد چراغ
  2. شمارهٔ ۷۰۴بهارم گلستان در گلستان ضعف
  3. شمارهٔ ۷۰۵همین دانسته چشمش جای می خون خوردن عاشق
  4. شمارهٔ ۷۰۶بر دلم آغوش صلح کل گشاید جنگ عشق
  5. شمارهٔ ۷۰۷یکدلم گرچه پریشان نظرم ساخته عشق
  6. شمارهٔ ۷۰۸خوابم شده تا سرمه بیداری توفیق
  7. شمارهٔ ۷۰۹دارم دلی به سینه چو کژدم به زیر خاک
  8. شمارهٔ ۷۱۰بیا ای هجر و وصلت مایه شیب و شباب دل
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.