پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۰

اشک بلبل نمک چش خویش

خنده گل خزانه بویش

چشم بلبل کجا و سرمه کجا

نرسد سگ به گرد آهویش

زور بازوی امتیاز رسا

چه کمانها کشیده ابرویش

با خزان و بهار یکرنگیم

گل شدیم از نظاره رویش

همتی از اسیر می خواهم

که شوم خاک بر سر کویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۲پرکاری معشوق نهان است در این باغ
  2. شمارهٔ ۷۰۳اشک گلگونم به راه وعده می کارد چراغ
  3. شمارهٔ ۷۰۴بهارم گلستان در گلستان ضعف
  4. شمارهٔ ۷۰۵همین دانسته چشمش جای می خون خوردن عاشق
  5. شمارهٔ ۷۰۶بر دلم آغوش صلح کل گشاید جنگ عشق
  6. شمارهٔ ۷۰۷یکدلم گرچه پریشان نظرم ساخته عشق
  7. شمارهٔ ۷۰۸خوابم شده تا سرمه بیداری توفیق
  8. شمارهٔ ۷۰۹دارم دلی به سینه چو کژدم به زیر خاک
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.