پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱۳

دیدیم زهر چشم تو عمر دوباره بود

معلوم ما نشد که تبسم چکاره بود

هر غم که آمد از دل ما بینوا برفت

خوان خلیل ما جگر پاره پاره بود

پیش از جنون در آتش دل می گداختیم

شغل غم تو پیشرو استخاره بود

پستی ندید مرتبه عشق من اسیر

داغم همیشه آینه دار ستاره بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱۵قاصدی از گرد جولانش به هرسو می‌دود
  2. شمارهٔ ۶۱۶هرکجا مست حیا آن بت طناز رود
  3. شمارهٔ ۶۱۷صبح است و فیض گریه مستانه می رود
  4. شمارهٔ ۶۱۸گر آفتاب مهر تو از سینه می رود
  5. شمارهٔ ۶۱۹ترک مستم را اگر چین بر جبین پیدا شود
  6. شمارهٔ ۶۲۰دشمن هوشی به رویت چشم تر نتوان گشود
  7. شمارهٔ ۶۲۱گر شبی یاد تو دور از جان غمگینم شود
  8. شمارهٔ ۶۲۲از شکستن دل ما رام تظلم نشود
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.