پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۱

گر شبی یاد تو دور از جان غمگینم شود

خواب سنگین همچو شمع کشته بالینم شود

همچو آب از جوهر تیغت روان سازم سبق

تا زبانت آشنای حرف تحسینم شود

از دم تیغ تو احیای شهادت کرده ام

آسمان گو بعد از این شرمنده کینم شود

کی به ساحل چون حباب از بحر گردانم عنان

موج طوفان گر به جای خانه زینم شود

گر نسازم تازه ایمان را به یاد او اسیر

عشق خصم بت‌پرستی‌های دیرینم شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۳مستی ز شور لعل تو هشیار می‌شود
  2. شمارهٔ ۶۲۴از من آن چشم تغافل‌کیش غافل می‌شود
  3. شمارهٔ ۶۲۵بیدلی صبر نیندوخته ای می خواهد
  4. شمارهٔ ۶۲۶مست است و عرض آتش رخسار می دهد
  5. شمارهٔ ۶۲۷هر که بیند لذت بیتابیم سر می دهد
  6. شمارهٔ ۶۲۸عاشق از شوق نگاه واپسین جان می دهد
  7. شمارهٔ ۶۲۹اجر جفا و مزد وفا را که می دهد
  8. شمارهٔ ۶۳۰گر نگه نکهت گلزار حیا می باید
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.