پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۹

اجر جفا و مزد وفا را که می دهد

تاوان عمر رفته ما را که می دهد

سامان کشتیم زشکستن گذشت و رفت

ای ناخدا جواب خدا را که می دهد

خندید صبح و کام دل نوبهار داد

انعام ابر و مزد هوا را که می دهد

ما را ز بند حوصله آزاد کرده اند

زنجیربانی دل ما را که می دهد

جان نظاره عمر وفا قبله حیا

فردا جواب حسرت ما را که می دهد

کام نگاه حوصله سیماب پیشکش

داد دل شهید ادا را که می دهد

ای دورگرد کم نگه بی سخن بگو

ما پیشکش جواب خدا را که می دهد

ما را به جرم عشق شما می کشند های!

ما از شما جواب شما را که می دهد

ما بنده شما دل ما را که می کشد

روز جزا جواب شما را که می دهد

اجر دل جفا کش ما کشته شما

مزد کرشمه های شما را که می دهد

گرمی غلام لطف تو الفت اسیر تو

کام دل اسیر وفا را که می دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳۱نگهبان چراغ راز دل خاموش می باید
  2. شمارهٔ ۶۳۲از آتش ما گر نفسی دود برآید
  3. شمارهٔ ۶۳۳هر دل که ز بیداد تو نومید برآید
  4. شمارهٔ ۶۳۴یاد چشمت چو به سیر دل ما می آید
  5. شمارهٔ ۶۳۵از چمن بی نقاب می آید
  6. شمارهٔ ۶۳۶غباری از طواف کعبه مقصود می آید
  7. شمارهٔ ۶۳۷دلم زیاد نگاهت به شور می‌آید
  8. شمارهٔ ۶۳۸یاد چشمت چو پی غارت جان می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.