پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۷

هر که بیند لذت بیتابیم سر می دهد

اضطراب مرغ بسمل شوق را پر می دهد

می تپم در خاک تا گردی زمن در خاطر است

خون گرم من به دیر و کعبه ساغر می دهد

دل ندادی بیش از این افسانه ام نشنیدنی است

خواب راحت یادم از غوغای محشر می دهد

مرد عارف را سواد بینشی در کار نیست

غیرتش آیینه را خاک سکندر می دهد

گوشه گیر حیرتم چون دل ولی گاهی اسیر

اختلاط گریه ام ذوق سراسر می دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۹اجر جفا و مزد وفا را که می دهد
  2. شمارهٔ ۶۳۰گر نگه نکهت گلزار حیا می باید
  3. شمارهٔ ۶۳۱نگهبان چراغ راز دل خاموش می باید
  4. شمارهٔ ۶۳۲از آتش ما گر نفسی دود برآید
  5. شمارهٔ ۶۳۳هر دل که ز بیداد تو نومید برآید
  6. شمارهٔ ۶۳۴یاد چشمت چو به سیر دل ما می آید
  7. شمارهٔ ۶۳۵از چمن بی نقاب می آید
  8. شمارهٔ ۶۳۶غباری از طواف کعبه مقصود می آید
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.