پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱۹

ترک مستم را اگر چین بر جبین پیدا شود

حیرتستان هلال آتشین پیدا شود

از صدف گردیده دریا را زبان کام نهنگ

گوهر مقصود یعنی اینچنین پیدا شود

بس که پرکار است صیاد شکار انداز ما

در نظر هر دم به رنگی از کمین پیدا شود

می شوی فرمانروای مصر اشک و درد و داغ

از شکست دل گرت نقش نگین پیدا شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۱گر شبی یاد تو دور از جان غمگینم شود
  2. شمارهٔ ۶۲۲از شکستن دل ما رام تظلم نشود
  3. شمارهٔ ۶۲۳مستی ز شور لعل تو هشیار می‌شود
  4. شمارهٔ ۶۲۴از من آن چشم تغافل‌کیش غافل می‌شود
  5. شمارهٔ ۶۲۵بیدلی صبر نیندوخته ای می خواهد
  6. شمارهٔ ۶۲۶مست است و عرض آتش رخسار می دهد
  7. شمارهٔ ۶۲۷هر که بیند لذت بیتابیم سر می دهد
  8. شمارهٔ ۶۲۸عاشق از شوق نگاه واپسین جان می دهد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.