پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۸

پیش سامان سرشکم مایه دریا کم است

بهر طغیان جنونم وسعت صحرا کم است

هر چه بینی پرتوی از حسن عالمگیر اوست

جلوه بسیار است اما دیده بینا کم است

گر شراب کم دهد ساقی گناه ظرف توست

ورنه در میخانه توفیق که از مینا کم است

خانه بر دوشی نمی داند چو عاشق گردباد

هرزه گردی همچو او در دامن صحرا کم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۰فراموشی فراموش دل ماست
  2. شمارهٔ ۲۳۱چشم بدخو چون هجوم آورد طاقت خوشنماست
  3. شمارهٔ ۲۳۲چمن چمن گل آشفتگی به دامن ماست
  4. شمارهٔ ۲۳۳ز فیض گریه چمن یک بساط چیده ماست
  5. شمارهٔ ۲۳۴دردی که رنگ چاره نداند دوای ماست
  6. شمارهٔ ۲۳۵به رنگ باده صراحی طلسم هستی ماست
  7. شمارهٔ ۲۳۶فتادگی ثمر نخل سرفرازی ماست
  8. شمارهٔ ۲۳۷به عالم حکم اشک ما روان است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.