پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۷

فغانم از دل دیوانه گرم است

غبار تربت پروانه گرم است

به چشم کم غبارم را چه بینی

دل صحرا به این دیوانه گرم است

چرا لب تشنه ساغر نباشم

هوای گلشن میخانه گرم است

به داغ تازه ماند سایه گل

سرش از گردش پیمانه گرم است

اسیر از توبه هم گردید بیزار

هنوز از مستیش میخانه گرم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۹حرف بی صرفه و بیتابی اظهار کم است
  2. شمارهٔ ۲۳۰فراموشی فراموش دل ماست
  3. شمارهٔ ۲۳۱چشم بدخو چون هجوم آورد طاقت خوشنماست
  4. شمارهٔ ۲۳۲چمن چمن گل آشفتگی به دامن ماست
  5. شمارهٔ ۲۳۳ز فیض گریه چمن یک بساط چیده ماست
  6. شمارهٔ ۲۳۴دردی که رنگ چاره نداند دوای ماست
  7. شمارهٔ ۲۳۵به رنگ باده صراحی طلسم هستی ماست
  8. شمارهٔ ۲۳۶فتادگی ثمر نخل سرفرازی ماست
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.