پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۳

در بر دل تو و دل دلبر ماست

به تمنای تو دل در بر ماست

خاک راهیم صبا می داند

هر کجا پای نهی بر سر ماست

خصم در بستر گل خواب کند

سایه خار جفا بستر ماست

بزم بی ساختگی رنگین تر

صافی باطن ما ساغر ماست

عیبجو لال شود گر داند

که سبکروحی ما لنگر ماست

به گل افشانی پرواز نگر

شعله شوق تو بال و پر ماست

مسند از وسعت مشرب داریم

بی تکلف سر ما افسر ماست

دلت از گریه صفا یافت اسیر

چشمه آیینه چشم تر ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۵دایم ز تمنای تو دل در نظر ماست
  2. شمارهٔ ۲۲۶هر دل که زعشق یارگرم است
  3. شمارهٔ ۲۲۷فغانم از دل دیوانه گرم است
  4. شمارهٔ ۲۲۸پیش سامان سرشکم مایه دریا کم است
  5. شمارهٔ ۲۲۹حرف بی صرفه و بیتابی اظهار کم است
  6. شمارهٔ ۲۳۰فراموشی فراموش دل ماست
  7. شمارهٔ ۲۳۱چشم بدخو چون هجوم آورد طاقت خوشنماست
  8. شمارهٔ ۲۳۲چمن چمن گل آشفتگی به دامن ماست
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.