پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۲

تسلیم اسیر سلسله انقیاد ماست

هر چیز بر مراد نباشد مراد ماست

ما خانه زاد مطلب دیرینه خودیم

مطلب چو دیر پیر شود خانه زاد ماست؟

ما را به خواب کردن ساعت چه احتیاج

بیش از ستاره گردش گردون به یاد ماست

پروانه برون شبستان کثرتیم

وحدت چراغ انجمن اعتقاد ماست

صید اسیر سلسله خواهش توایم

هر چیز بر مراد تو باشد مراد ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۴گر شود همسایه زلفت صبا نامحرم است
  2. شمارهٔ ۲۲۵دایم ز تمنای تو دل در نظر ماست
  3. شمارهٔ ۲۲۶هر دل که زعشق یارگرم است
  4. شمارهٔ ۲۲۷فغانم از دل دیوانه گرم است
  5. شمارهٔ ۲۲۸پیش سامان سرشکم مایه دریا کم است
  6. شمارهٔ ۲۲۹حرف بی صرفه و بیتابی اظهار کم است
  7. شمارهٔ ۲۳۰فراموشی فراموش دل ماست
  8. شمارهٔ ۲۳۱چشم بدخو چون هجوم آورد طاقت خوشنماست
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.