پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۰

آن چهره که خورشید غلام است کدام است

آن صبح که مشاطه شام است کدام است

دریوزه یک مسئله مشکلم این است

طفلی که در ارشاد تمام است کدام است

ای باده کشان مطلب دیوانه سؤالی است

آن می که حلال است و حرام است کدام است

سروی که بود سایه او تاج سرما

تا چند بپرسید کدام است کدام است

دیوانه اسیر تو سراسیمه حیرت

آن جلوه کز او کار به کام است کدام است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۲تسلیم اسیر سلسله انقیاد ماست
  2. شمارهٔ ۲۲۳در بر دل تو و دل دلبر ماست
  3. شمارهٔ ۲۲۴گر شود همسایه زلفت صبا نامحرم است
  4. شمارهٔ ۲۲۵دایم ز تمنای تو دل در نظر ماست
  5. شمارهٔ ۲۲۶هر دل که زعشق یارگرم است
  6. شمارهٔ ۲۲۷فغانم از دل دیوانه گرم است
  7. شمارهٔ ۲۲۸پیش سامان سرشکم مایه دریا کم است
  8. شمارهٔ ۲۲۹حرف بی صرفه و بیتابی اظهار کم است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.