پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۹

صبح مشاطه هوای گل است

عید رنگینی قبای گل است

توبه رنگ شکسته ای دارد

شیشه ام در طلسم پای گل است

جلوه نوبهار خاطر ما

خنده ها باغ دلگشای گل است

دختر رز به باغ می آید

چقدر خنده خونبهای گل است

نیست یک جلوه در چمن بیکار

جنبش برگ رونمای گل است

چه نزاکت به خویش چیده بهار

خار هم دست در حنای گل است

بر سر دل چو بید می لرزم

آشنای تو آشنای گل است

دل بیگانه مشربی داری

که جگر گوشه وفای گل است

سبزه درس نیاز می خواند

حسن سیر کرشمه های گل است

جان به لب لب به جام دارد اسیر

اثر امروز در دعای گل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۱ساقی نشناسیم دل از دست کدام است
  2. شمارهٔ ۲۲۲تسلیم اسیر سلسله انقیاد ماست
  3. شمارهٔ ۲۲۳در بر دل تو و دل دلبر ماست
  4. شمارهٔ ۲۲۴گر شود همسایه زلفت صبا نامحرم است
  5. شمارهٔ ۲۲۵دایم ز تمنای تو دل در نظر ماست
  6. شمارهٔ ۲۲۶هر دل که زعشق یارگرم است
  7. شمارهٔ ۲۲۷فغانم از دل دیوانه گرم است
  8. شمارهٔ ۲۲۸پیش سامان سرشکم مایه دریا کم است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.