پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۳

به کشتنم نه همین حرف هجر یار پر است

به ملک طاقت من یاد انتظار پر است

برای خاطر او پاسبان گل شده ام

ز دل تپیدنم آیینه از غبار پر است

صدای ناله زنجیر ما نمی آید

غنیمت است که دیوانه در بهار پر است

نوای بلبل باغ وفا شمیم گل است

که یاد خنده گر آرد لبش به بار پر است

اگر به بال و پر همتش گشاید بال

ز چرخ چون گذرد عشق خاکسار پر است

ز دانه دیده احول دمد زکشت جهان

به هیچ اگر گذراند کسی مدار پر است

چو بوی گل که به بال صبا کند پرواز

ز پاره های دلم دامن غبار پر است

شده است دانه زنجیرم آبروی گهر

هنوز در نظر تنگ روزگار پر است

گلی است بر سر صحرا خرابه در نظرم

ز بسکه دیده ام از گرد اعتبار پر است

غبار سوخته ام نور چشم گلزار است

برای گرمی بازار لاله زار پر است

بهار سوخت به صد رنگ و یک نگاه نکرد

ز سیر چشمی دیوانه داغدار پر است

کشیده کار محبت به گفتگوی زبان

حدیث صافدلی همچو حرف یار پر است

چه صیدها که ز عقل و جنون کشیده به دام

نهفته بودن صیاد از شکار پر است

ز توبه ساغر سرشار می توان زد اسیر

ز بسکه حوصله عالم از خمار پر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۵گر به دست آید گل داغ از گلستان خوش‌تر است
  2. شمارهٔ ۱۷۶حرف مجنون تو از گلبرگ تر نازکتر است
  3. شمارهٔ ۱۷۷گریه ابر از سمن رنگین تر است
  4. شمارهٔ ۱۷۸گر شب وصل تو بی مهتاب باشد بهتر است
  5. شمارهٔ ۱۷۹موم شمع کشته از دل چون شد آهن بهتر است
  6. شمارهٔ ۱۸۰بسکه سودای تماشای تو پنهان در سر است
  7. شمارهٔ ۱۸۱سینه صافیهای من روشنگر است
  8. شمارهٔ ۱۸۲هر نفس جزو پریشان کتاب دیگر است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.