پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۵

گر به دست آید گل داغ از گلستان خوش‌تر است

بر خورد گر زخم ناسور از نمکدان خوش‌تر است

در نظر حسن پری دارد تماشای نهان

وادی حسرت ز طرف نرگسستان خوش‌تر است

می‌کند چون نقش پای دل گلی در آستین

جاده شوق از خیابان گلستان خوش‌تر است

بستر ریگ روان همراه داری منعمی

خواب اگر آید به دامان بیابان خوش‌تر است

گرچه دارد قطره نیسان گهر در آستین

سنگ اگر بارند بر دیوانه طفلان خوش‌تر است

هر بیابانی که جولان غزالی دیده است

سایه خارش به چشم ما ز مژگان خوش‌تر است

گفتگو در پرده کردن صد طرف دارد اسیر

پیش من از یار عریان حرف عریان خوش‌تر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۷گریه ابر از سمن رنگین تر است
  2. شمارهٔ ۱۷۸گر شب وصل تو بی مهتاب باشد بهتر است
  3. شمارهٔ ۱۷۹موم شمع کشته از دل چون شد آهن بهتر است
  4. شمارهٔ ۱۸۰بسکه سودای تماشای تو پنهان در سر است
  5. شمارهٔ ۱۸۱سینه صافیهای من روشنگر است
  6. شمارهٔ ۱۸۲هر نفس جزو پریشان کتاب دیگر است
  7. شمارهٔ ۱۸۳الفت آباد محبت را خراج دیگر است
  8. شمارهٔ ۱۸۴قفل غم بهر گشاد دل کلید دیگر است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.