پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۳

الفت آباد محبت را خراج دیگر است

گریه را سوز دگر غم را رواج دیگر است

مسند جم تکیه گاه گرد نسیان است و بس

پادشاه بیکسی را تخت و تاج دیگر است

عاشق بیچاره گه پروانه گاهی بلبل است

هر گلی را در گلستانش مزاج دیگر است

گوشه ای داریم و سیر دشت و صحرا می کنیم

الفت ما را به وحشت امتزاج دیگر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۵اقلیم درد را سحر و شام دیگر است
  2. شمارهٔ ۱۸۶جبهه تسلیم جان را سجده گاه دیگر است
  3. شمارهٔ ۱۸۷نکنی صید یقینی به گمانی که تو راست
  4. شمارهٔ ۱۸۸شمشیر عشق را نمک شرم جوهر است
  5. شمارهٔ ۱۸۹گرد راه تو جلوه پرداز است
  6. شمارهٔ ۱۹۰روز جزا خجالت سرشار نارساست
  7. شمارهٔ ۱۹۱ساقی همین نه از تو دل ما در آتش است
  8. شمارهٔ ۱۹۲قطع نظر جزای دل بدگمان خوش است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.