پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۶

جبهه تسلیم جان را سجده گاه دیگر است

دیده آیینه دل را نگاه دیگر است

گو مشو بیدار از خواب قیامت رستخیز

محشر ما گردش چشم سیاه دیگر است

با شهید خویش آن چشم تغافل کیش را

هر سر مژگان زبان عذرخواه دیگر است

آخر از نومیدیم امید حاصل شد اسیر

پادشاه بی نیازی را سپاه دیگر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۸شمشیر عشق را نمک شرم جوهر است
  2. شمارهٔ ۱۸۹گرد راه تو جلوه پرداز است
  3. شمارهٔ ۱۹۰روز جزا خجالت سرشار نارساست
  4. شمارهٔ ۱۹۱ساقی همین نه از تو دل ما در آتش است
  5. شمارهٔ ۱۹۲قطع نظر جزای دل بدگمان خوش است
  6. شمارهٔ ۱۹۳آتش زدی به لاله، عذار اینچنین خوش است
  7. شمارهٔ ۱۹۴فیض نومیدی از امید مروت بیش است
  8. شمارهٔ ۱۹۵پرواز هوای تو که بال و پر شمع است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.