پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۱

ساقی همین نه از تو دل ما در آتش است

ساغر به خون نشسته و مینا در آتش است

روشن چراغ دیده ز یاد تو کرده ایم

بر هر چه بنگریم تماشا در آتش است

از بسکه داغ جلوه او گشته درچمن

مانند شعله سرو سراپا در آتش است

از پای یک خمند گل و شمع تردماغ

هر کس به رنگ دیگر از آنجا در آتش است

یاد نگاه گرم تو شد برق خرمنم

چون آه خود مرا همه اعضا در آتش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۳آتش زدی به لاله، عذار اینچنین خوش است
  2. شمارهٔ ۱۹۴فیض نومیدی از امید مروت بیش است
  3. شمارهٔ ۱۹۵پرواز هوای تو که بال و پر شمع است
  4. شمارهٔ ۱۹۶تعلق سد راه کام عشق است
  5. شمارهٔ ۱۹۷سلیمانی است دل نقش نگینش نام معشوق است
  6. شمارهٔ ۱۹۸دل اگر رفت گرفتار طلسم خاک است
  7. شمارهٔ ۱۹۹همه روی زمین خطرناک است
  8. شمارهٔ ۲۰۰بهار شوخی او جشن تازه فلک است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.