پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۰

بهار شوخی او جشن تازه فلک است

شراب خوش مزه است و کباب (خوش نمک) است

ز یمن همت احباب مطلبی داریم

که گر به هیچ نسنجد (دو) صد هزار یک است

به حال ما نزند خنده گر کسی داند

که در قلمرو دیوانه صبرکمترک است

حریف منت احباب نیستم ساقی

شکست توبه من با تو آشنا ترک است

توان زصافی دل دید حال دشمن و دوست

همین که پاک شد از کینه خاطرت محک است

ز زهر خند دلم می شود نهان در پیش؟

اگر تصورحالم کند فلک فلک است

نمی شود اثر ناله کار خود نکند

گداز آتش دل می خورد مگر خنک است

کباب از آتش دل ساختیم اسیر بیا

شراب شوق مهیا شده است دل نمک است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۲به گلشنی دلم از دست باغبان تنگ است
  2. شمارهٔ ۲۰۳دل بی‌غم گل بی آب و رنگ است
  3. شمارهٔ ۲۰۴گلبانگ عاشقان چمن راز بلبل است
  4. شمارهٔ ۲۰۵نی همین نقش پی شوق جنون پیما دل است
  5. شمارهٔ ۲۰۶ممنون خویش بودن دل قوّت دل است
  6. شمارهٔ ۲۰۷هستی و نیستی آیینه دیدار دل است
  7. شمارهٔ ۲۰۸می تواند جوش زد تا آسمان آخر دل است
  8. شمارهٔ ۲۰۹گردش چشم او ایاغ دل است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.