پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۴

گلبانگ عاشقان چمن راز بلبل است

تا گوش کار می‌کند آواز بلبل است

دل می‌رمد ز گلشن حیرت مکن سؤال

هر لب گشودنم پر پرواز بلبل است

طوفان ناله می‌دمد از باغ گریه‌ام

گلهای اشک من صدف راز بلبل است

شد شیشه‌ام ز باده گلرنگ موج گل

تا جلوه کرده خانه برانداز بلبل است

مخمور گل پرست شد از شوق جام اسیر

در سینه‌اش چو دل تپد انداز بلبل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۶ممنون خویش بودن دل قوّت دل است
  2. شمارهٔ ۲۰۷هستی و نیستی آیینه دیدار دل است
  3. شمارهٔ ۲۰۸می تواند جوش زد تا آسمان آخر دل است
  4. شمارهٔ ۲۰۹گردش چشم او ایاغ دل است
  5. شمارهٔ ۲۱۰جلوه باغ نظر و چهره گلستان دل است
  6. شمارهٔ ۲۱۱توفیق زاده نظر پاک من دل است
  7. شمارهٔ ۲۱۲شوخیش بسکه وحشی افسانه دل است
  8. شمارهٔ ۲۱۳مپرس غم ز برای چه آشنای دل است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.