پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۱

توفیق زاده نظر پاک من دل است

شمع چمن فریب سر خاک من دل است

از ترکتاز شعله قدان بیش از این مپرس

چیزی که مانده از خس و خاشاک من دل است

باغ من است و چشم من است و چراغ من

صهبای من پیاله من،تاک من دل است

هر اضطرابش آینه جان عالمی است

خورشید و ماه و انجم و افلاک من دل است

آیینه دار غفلت و مشاطه شعور

اکسیر ساده لوحی ادراک من دل است

فیض اثر دعای سحر گلشن نظر

صید مراد دل (و) فتراک من دل است

دنیا و آخرت نفس صبح و شام او

گلشن طراز دیده نمناک من دل است

تا یاد یار گلشن اندیشه است اسیر

آیینه دار خاطر غمناک من دل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۳مپرس غم ز برای چه آشنای دل است
  2. شمارهٔ ۲۱۴هر کجا موج هیاهوی دل است
  3. شمارهٔ ۲۱۵چون محبت جوش باطن زد فراغت مشکل است
  4. شمارهٔ ۲۱۶پیش او اظهار غمهای نهانی مشکل است
  5. شمارهٔ ۲۱۷هر چند باده قوت دل و شربت گل است
  6. شمارهٔ ۲۱۸از نگاهش خلد ایما پر گل است
  7. شمارهٔ ۲۱۹صبح مشاطه هوای گل است
  8. شمارهٔ ۲۲۰آن چهره که خورشید غلام است کدام است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.