پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۴

هر کجا موج هیاهوی دل است

تا نفس پر می کشد بوی دل است

می توان کردن دل خود را نگاه

خوی من نازکتر از خوی دل است

گر محبت گلشن آرایی کند

سلسبیلش موجه جوی دل است

پایمال فوج مژگان گشتم آه

گرد من محو تکاپوی دل است

هرکجا می می کشد بیخود اسیر

ساغرش لبریز از هوی دل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۶پیش او اظهار غمهای نهانی مشکل است
  2. شمارهٔ ۲۱۷هر چند باده قوت دل و شربت گل است
  3. شمارهٔ ۲۱۸از نگاهش خلد ایما پر گل است
  4. شمارهٔ ۲۱۹صبح مشاطه هوای گل است
  5. شمارهٔ ۲۲۰آن چهره که خورشید غلام است کدام است
  6. شمارهٔ ۲۲۱ساقی نشناسیم دل از دست کدام است
  7. شمارهٔ ۲۲۲تسلیم اسیر سلسله انقیاد ماست
  8. شمارهٔ ۲۲۳در بر دل تو و دل دلبر ماست
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.