پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۵

پرواز هوای تو که بال و پر شمع است

گلدسته شوخی است که زیب سر شمع است

پرواز شرر شبنم و افروختگی گل

امشب ز رخت سیر چمن در سر شمع است

امشب که تو ساقی شده ای شمع بخندد

می شبنم گلزار دماغ پر شمع است؟

برخیز به یکباره که گل رنگ ببازد

صبح است خرام تو که غارتگر شمع است؟

خورشید ز گلبازی حسنت چکد امشب

پروانه سراسیمه نیلوفر شمع ا ست

بیتابی پروانه بود ناله بلبل

پر نیست که یکرنگی گل ساغر شمع است؟

یکرنگی عاشق چه بهاری که ندارد

خاکستر پروانه ما محشر شمع است

خود عاشق شرم خود و بدنام دل ما

پروانه همین حسن حیا پرور شمع است

سرگرم وفا خانه به دوش دل بیدار

آسودگی خواب عدم بستر شمع است

نیرنگ محبت چقدر شوخ برآید

در بزم اسیر تو چها در سر شمع است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۷سلیمانی است دل نقش نگینش نام معشوق است
  2. شمارهٔ ۱۹۸دل اگر رفت گرفتار طلسم خاک است
  3. شمارهٔ ۱۹۹همه روی زمین خطرناک است
  4. شمارهٔ ۲۰۰بهار شوخی او جشن تازه فلک است
  5. شمارهٔ ۲۰۱ز تاب اینکه به رویت نقاب نزدیک است
  6. شمارهٔ ۲۰۲به گلشنی دلم از دست باغبان تنگ است
  7. شمارهٔ ۲۰۳دل بی‌غم گل بی آب و رنگ است
  8. شمارهٔ ۲۰۴گلبانگ عاشقان چمن راز بلبل است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.