پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۶

تعلق سد راه کام عشق است

جنون سرگوشی پیغام عشق است

حیات جاودانی خواب خضر است

فنا بیداری ایام عشق است

فلک پروانه شمع جنون است

ملک پر بسته مرغ دام عشق است

خرد بیهوشداروی دماغ است

حریفی را که درد آشام عشق است

جرس را ناله دل کرد گمراه

خموشی کعبه اسلام عشق است

ز سوز سینه مستان چه پرسی

که دوزخ آه سرد خام عشق است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۸دل اگر رفت گرفتار طلسم خاک است
  2. شمارهٔ ۱۹۹همه روی زمین خطرناک است
  3. شمارهٔ ۲۰۰بهار شوخی او جشن تازه فلک است
  4. شمارهٔ ۲۰۱ز تاب اینکه به رویت نقاب نزدیک است
  5. شمارهٔ ۲۰۲به گلشنی دلم از دست باغبان تنگ است
  6. شمارهٔ ۲۰۳دل بی‌غم گل بی آب و رنگ است
  7. شمارهٔ ۲۰۴گلبانگ عاشقان چمن راز بلبل است
  8. شمارهٔ ۲۰۵نی همین نقش پی شوق جنون پیما دل است
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.